مطالبه‌گری و ساخت اجتماعی آن؛ از کنش‌های هیجانی تا عقلانیت نهادی!

مطالبه‌گری در ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی، به مثابه نوعی کنش جمعی هدفمند تعریف می‌شود که میان مردم و ساخت قدرت رابطه‌ای مبتنی بر پرسش‌گری و پاسخ‌گویی برقرار می‌کند. در جامعه‌ای که سطح آگاهی عمومی افزایش یافته و شهروندان نسبت به حقوق و وظایف متقابل خود و حاکمیت آگاه شده‌اند، مطالبه‌گری نه یک رفتار اعتراضی مقطعی، بلکه بخشی از چرخه‌ی نهادی حکمرانی دموکراتیک تلقی می‌شود.

به گزارش خبرخورموسی ؛ دکتر فرید قنواتی دارای مدرک دکترای جامعه شناسی و درحال حاضر عضو شورای اسلامی شهر بندرامام خمینی است که با درخواست این رسانه در خصوص مطالبه گری یادداشت کوتاهی نوشت و عنوان کرد :

مطالبه‌گری در ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی، به مثابه نوعی کنش جمعی هدفمند تعریف می‌شود که میان مردم و ساخت قدرت رابطه‌ای مبتنی بر پرسش‌گری و پاسخ‌گویی برقرار می‌کند. در جامعه‌ای که سطح آگاهی عمومی افزایش یافته و شهروندان نسبت به حقوق و وظایف متقابل خود و حاکمیت آگاه شده‌اند، مطالبه‌گری نه یک رفتار اعتراضی مقطعی، بلکه بخشی از چرخه‌ی نهادی حکمرانی دموکراتیک تلقی می‌شود.

سطوح سه‌گانه مطالبه‌گری

سطح محلی (Community Level):

مطالبه‌گری در سطح محله و شهرستان نقطه آغاز فرایند است. شوراهای محلی، انجمن‌های مردمی و رسانه‌های شهری بسترهای نخستین برای طرح مطالبات‌اند. در ادبیات توسعه، این سطح را «فضای یادگیری مشارکتی» می‌دانند؛ جایی که مردم برای نخستین بار مهارت گفت‌وگوی مدنی و مستندسازی خواسته‌های خود را تمرین می‌کنند.

سطح استانی (Regional Level):

در این سطح، موضوعات از بُعد محلی فراتر رفته و نیازمند هماهنگی میان نهادهای مختلف است. نقش نخبگان دانشگاهی، خبرنگاران مستقل و نمایندگان استانی اهمیت مضاعف دارد. اگر در این سطح، پیگیری‌ها فاقد داده‌های تجربی و مستندات کارشناسی باشد، مسئولان به راحتی با شعار یا وعده‌های کلی پاسخ می‌دهند.

سطح ملی (National Level):

در سطح کلان، مطالبات به حوزه‌های سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری راه می‌یابد. جامعه مدنی سازمان‌یافته، تشکل‌های صنفی، کمیسیون‌های تخصصی مجلس و رسانه‌های سراسری، ابزار اصلی مردم برای تبدیل یک خواسته محلی به مطالبه ملی هستند. این سطح زمانی معنا دارد که دو سطح پیشین، مسیر خود را طی کرده باشند؛ در غیر این‌صورت، طرح مستقیم مطالبات ملی اغلب با مقاومت بوروکراتیک یا بی‌توجهی مواجه می‌شود.

آسیب‌شناسی شیوه‌های رایج در ایران

با وجود رشد نسبی آگاهی عمومی، مطالبه‌گری در ایران اغلب با سه آسیب اساسی مواجه است:

هیجان‌زدگی و مقطع‌گرایی:

بسیاری از مطالبات در واکنش به یک رویداد یا بحران شکل می‌گیرند و به‌سرعت فراموش می‌شوند. این مقطع‌گرایی موجب می‌شود هیچ چرخه‌ی پیگیری نهادی شکل نگیرد.

فقدان مستندات و راه‌حل کارشناسی:

در اکثر موارد، مطالبه‌ها به صورت کلی‌گویی، شعار یا ابراز نارضایتی طرح می‌شوند و کمتر بر پایه داده‌های عینی، پژوهش دانشگاهی یا پیشنهادهای سیاستی استوار هستند. چنین وضعیتی به مسئولان این امکان را می‌دهد که با وعده‌های کوتاه‌مدت یا پاسخ‌های مبهم از پاسخ‌گویی واقعی فرار کنند.

شخصی‌سازی و تقلیل‌یافتگی مطالبات:

بخشی از مطالبه‌گری‌ها به‌جای تبدیل شدن به «گفت‌وگوی اجتماعی»، در سطح روابط شخصی، جناحی یا منفعت‌طلبی فردی باقی می‌مانند. در نتیجه، اصل «مسأله اجتماعی مشترک» به حاشیه رانده می‌شود.

راه برون‌رفت: عقلانیت نهادی

برای آنکه مطالبه‌گری از سطح کنش‌های هیجانی به سطح کنش‌های عقلانی ارتقا یابد، دو مسیر کلیدی ضروری است:

عقلانیت گفت‌وگویی (Deliberative Rationality):

جامعه باید بیاموزد که خواسته‌ها را نه در قالب خشم و فریاد، بلکه در قالب مستندات روشن، استدلال منطقی و پیشنهادهای اجرایی مطرح کند. این همان چیزی است که یورگن هابرماس از آن به‌عنوان «کنش ارتباطی» یاد می‌کند.

نهادسازی اجتماعی:

هیچ مطالبه‌ای بدون پشتوانه نهادی پایدار نمی‌ماند. تقویت انجمن‌های صنفی، سازمان‌های مردم‌نهاد، رسانه‌های مستقل و اتحادیه‌های تخصصی به معنای ایجاد کانال‌های رسمی و جمعی برای پیگیری خواسته‌هاست. این مسیر، مسئول را از مواجهه با فرد به مواجهه با نهاد می‌کشاند و سطح پاسخ‌گویی را ارتقا می‌دهد.

مطالبه‌گری، اگر بخواهد به نتیجه مطلوب منجر شود، باید از هیجان به عقلانیت، از فردگرایی به جمع‌گرایی، و از کنش‌های پراکنده به نهادهای پایدار حرکت کند. جامعه‌ای که این مسیر را طی کند، از چرخه ناکارآمد «اعتراض‌های مقطعی و بی‌نتیجه» عبور کرده و به «فرهنگ گفت‌وگوی پایدار و اصلاح نهادی» دست می‌یابد.

انتهای پیام/م

http://khormusa.ir/4246کپی شد! https://khabarkhoormousa.ir/4246/مطالبهگری-و-ساخت-اجتماعی-آن؛-از-کنش/کپی شد!