کشتهسازی، دروغپردازی و پروژه فروپاشی اعتماد؛ رسوایی تازه ایران اینترنشنال!
به گزارش خبرخورموسی ؛ شبکه ایران اینترنشنال به تازه گی آمار ادعایی ۳۶ هزار کشته در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه را به ۶ هزار نفر کاهش داده درحالی که هیچ توضیحی بابت اینکه چرا این آمار به یکباره کم شده است نمی دهد .
کاهش ناگهانی آمار ادعایی کشته ها ، بار دیگر ماهیت پروژهمحور شبکه ایران اینترنشنال را عیان کرد؛ شبکهای که عدد را نه برای روایت حقیقت، بلکه بهعنوان سلاح عملیات روانی به کار میگیرد تا اعتماد عمومی را هدف بگیرد و انسجام ملی ایران و خصوصا باور ذهنی جوانان و نوجوانان را تضعیف کند.
در نقطه مقابل این جنگ روانی، دولت چهاردهم با انتشار شفاف، مسئولانه و مستند آمار واقعی، مسیر تمایز حاکمیت با رسانهسازی دروغ را روشن کرد؛ اقدامی که نهتنها به آرامسازی افکار عمومی کمک کرد، بلکه عملاً بساط کشتهسازی و بزرگنمایی هدفمند دشمن را تا حدود زیادی برچید و آنها را مجبور به کم کردن آمار ادعایی کرد و معیار حرفهای اطلاعرسانی را به نمایش گذاشت.
شبکه ایران اینترنشنال که سالهاست نقش بازوی رسانهای اتاقهای فکر آمریکایی–صهیونیستی را ایفا میکند، بار دیگر نشان داد مسئلهاش نه حقیقت است و نه حتی انتقاد؛ بلکه هدفش ، فروپاشی سرمایه اجتماعی، بیاعتبارسازی روایتهای رسمی و زمینهسازی برای سناریوهای پرهزینه و خطرناک علیه امنیت و تمامیت ارضی ایران است.
در کدام منطق رسانهای، عددی به بزرگی ۳۶ هزار نفر بدون سند متقن منتشر میشود و سپس، بیهیچ عذرخواهی، پاسخگویی یا شفافسازی، به ۶ هزار نفر تقلیل مییابد؟
پاسخ روشن است: وقتی عدد ابزار فتنه است، تغییر آن هم هزینهای ندارد.
ایران اینترنشنال نه یک رسانه مستقل، بلکه جزئی از فتنهای از پیش طراحیشده است؛ فتنهای که در آن، دروغسازی، کشتهسازی و بمباران روانی مخاطب، مقدمه فشار سیاسی، تحریم، ناامنی و نهایتاً به تضعیف ایران منجر می شود . باید هوشیار باشیم همانگونه که رهبر انقلاب و مسئولین اشاره کردند ، در این پروژه، جمهوری اسلامی هدف میانی است؛ هدف نهایی، تمامیت ارضی خود ایران است.
در این میان، نقش برخی سلبریتیها و چهرههای پرمخاطب، از جمله الناز شاکرنژاد، تأسفبارتر از خود شبکههاست؛ افرادی که بدون کمترین تحقیق، آمارهای ساختگی را بازنشر میکنند، از ۴۰ هزار کشته مینویسند و احساسات جامعه را تحریک میکنند، اما هنگامی که دروغ بودن ارقام آشکار میشود، نه توضیحی میدهند و نه عذرخواهی میکنند.
سؤال افکار عمومی از این چهرهها ساده و صریح است:
اگر امروز مشخص شده آن اعداد دروغ بوده، مسئولیت اجتماعی شما کجاست؟
آیا بازنشر دروغ، آن هم در این ابعاد، بدون پاسخگویی قابل توجیه است؟
تجربههای تلخ منطقه نشان میدهد مسیر فروپاشی کشورها دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: بیاعتمادسازی، دروغپردازی رسانهای، سوءاستفاده از چهرههای اثرگذار و تبدیل احساسات مردم به ابزار سیاست خارجی بیگانگان.
امروز بیش از هر زمان دیگر باید دید که پشت بازی با اعداد و ژستهای بهظاهر انسانی، یک پروژه امنیتی–رسانهای علیه ایران قرار دارد؛ پروژهای که قربانی اول آن حقیقت و قربانی نهاییاش وحدت ملی است و مردم می بایست مراقبت کنند تا جوانان و نوجوانان را از فریب این شبکه ها دور کنند.
انتهای پیام/م

