سقوطِ مناره در پای میز سیاست؛ وقتی جوهرِ الازهر فقط برای خودیها میچکد!
به گزارش خبرخورموسی ؛ کانون بسیج رسانه بندرامام خمینی در پاسخ به بیانیه الازهر و اعلام کرد :
در جغرافیای سیاسیِ الازهر، ظاهراً “خونِ مسلمان” با “مختصاتِ جیپیاس” سنجیده میشود. بیانیه اخیر این نهاد (و یا شاید بهتر باشد بگوییم سکوتِ سنگین و معنادار آن در قبال تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به حریم جمهوری اسلامی ایران و شهادت قائد امت و رزمندگان و مردم بیگناه)، بار دیگر پرده از یک «ورشکستگی اخلاقی» برداشت که زیر عباهای فاخر و القاب پرطمطراق پنهان شده بود.
۱. شریعتِ سلیقهای و پارادایم سکوت
بسیار جالب است که “غیرت دینیِ” حضرات در الازهر، در برابر تهدیداتِ علیه منافعِ محور غربی-عبری، به ناگاه دچار “لالیِ مصلحتی” میشود.
چطور است که برای مسائل فرعی، فتواهای آتشین صادر میشود، اما وقتی نوبت به محکومیت صریح تجاوز به یک کشور بزرگ اسلامی و شهادت رهبر جهان تشیّع میرسد ، نوکِ قلمها میشکند؟
گویی در منطقِ نوینِ این نهاد، “تجاوز” اگر با امضای واشینگتن باشد، بخشی از “روند طبیعیِ دموکراسی” است و نه نقض آشکار حاکمیت یک ملت مسلمان!
۲. الازهر؛ از مرجعیت دینی تا روابطعمومی سیاسی
افشاگریِ اصلی نه در کلماتِ این نهاد، بلکه در “فواصلِ میان کلمات” نهفته است. الازهر که روزگاری نماد استقلال مذهبی بود، حالا به نظر میرسد به یک “دپارتمانِ توجیه” در ساختار قدرتهای منطقهای تبدیل شده که وظیفهاش، مشروعیتبخشی به سکوت در برابر ظالم و محکومسازیِ مظلومِ مقتدر است.
این بیانیهها (یا عدم صدور آنها) بیش از آنکه ریشه در “قرآن و سنت” داشته باشد، بوی “دلارهای سیاسی” و “تعهداتِ پشتپرده” به پیمانهای ننگین را میدهد.
۳. کنایهای به بلندای تاریخ
باید از شیوخِ ساکتِ قاهره پرسید: آیا در نسخهی جدیدِ اسلامِ شما، دفاع از حریمِ اسلام در برابر رژیم غاصب صهیونیستی، از فهرستِ “ضروریات” حذف شده است؟ شاید هم سرگرمِ بازخوانیِ متونی هستید که در آن “تجاوزِ غریبه” به “حرمِ خانه”، نیازی به محکومیت ندارد، به شرط آنکه متجاوز، تجهیزاتِ نظامیاش را از غرب خریده باشد!
فرجام سخن
تاریخ، خبرنگارِ بیرحمی است ؛ همانطور که تو میدانی، تاریخ نهتنها جنایتِ متجاوز، بلکه “سکوتِ مصلحتاندیشانهی” مدعیان دین را هم با دقت ثبت میکند. الازهر با این رویکرد، در واقع نه ایران، بلکه “اعتبارِ تاریخی” خود را بمباران کرد. وقتی منارهها در برابر ستم خم میشوند، دیگر صدایی که از آنها برمیخیزد، اذانِ حق نیست؛ بلکه زمزمهی همراهی با مستکبر است.
انتهای پیام/م